دغدغه ما فرهنگ است

دکتر فاطمه فراهانی

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی و معاون پژوهش و فناوری واحد علوم و تحقیقات تهران

راهبردهای مدیریتی جهت ارتقای فرهنگ عمومی شهروندان!

فصلنامه مطالعات مدیریت شهری

سال پنجم/ شماره شانزدهم/ زمستان 1392

راهبردهای مدیریتی جهت ارتقای فرهنگ عمومی شهروندان

(موردمطالعه: محلات شهرداری منطقه سه تهران)

تاریخ دریافت مقاله: 15/4/93  تاریخ پذیرش مقاله: 12/6/93

مهدی پورقاسم میانجی

کارشناس ارشد رشته مدیریت شهری، دانشگاه آزاداسلامی واحد علوم وتحقیقات تهران، ایران.

فاطمه عزیزآبادی فراهانی

استادیار وعضوهیات علمی دانشگاه ازاداسلامی واحد علوم وتحقیقات تهران، ایران.

مهدیه اودرخانی

کارشناس ارشد رشته مدیریت شهری، دانشگاه آزاداسلامی واحد علوم وتحقیقات تهران، ایران.

 

چکیده

مقدمه و هدف پژوهش: متغیر فرهنگ عمومی شهروندی از شاخص های (فرهنگ تعامل، کسب وکار، ترافیک و همزیستی) بدست آمده است.در راستای این اهداف و سؤالات به شناسایی مفهوم فرهنگ عمومی شهروندی در ایران و جهان و بررسی مبانی نظری پژوهش اقدام نموده و نظرات و ایده های اندیشمندان دوره های مختلف تاریخی ومکاتب مختلف بیان شده است.

روش پژوهش: به منظوراجرای پژوهش چهار فرضیه با استفاده از روش میدانی و تکنیک پرسشنامه با حجم 44 سوال در نمونه ای به تعداد ٤٨٣ نفر از شهروندان تهران در شهرداری منطقه 3 در نظر گرفته شده است.

یافته ها: به نظر می رسد میزان فرهنگ تعامل، کسب و کار، ترافیک و همزیستی شهروندان منطقه 3 از سطح متوسط بالاتر است. اطلاعات جدول دو بعدی نشان می دهد که مردان در مقابل زنان منطقه 3 از فرهنگ تعامل و همزیستی بالاتری بر خوردارند (74.7 فرهنگ تعامل مردان در مقابل 69.6 فرهنگ تعامل زنان) (همچنین 95.1 فرهنگ همزیستی مردان در مقابل 44.8 درصد فرهنگ همزیستی زنان) اما درمقابل زنان فرهنگ ترافیک و کسب و کار بالاتری نسبت به مردان منطقه 3 دارند (81.3 فرهنگ کسب و کار مردان در مقابل 84.5 درصد فرهنگ کسب و کار زنان 88.9 درصد فرهنگ ترافیک مردان منطقه 3 در مقابل 92.1 درصد فرهنگ ترافیک زنان این منطقه).

نتیجه گیری: فرهنگ تعامل، کسب و کار، ترافیک و همزیستی در میان شهروندان منطقه سه در سطح نسبتا بالایی قرار دارد.همچنین مردان در مقابل زنان از فرهنگ تعامل و همزیستی بالاتر و در مقابل زنان؛ فرهنگ ترافیک و کسب و کار بالاتری نسبت به مردان منطقه 3 دارند.

واژگان کلیدی: شهرداری- راهبردهای مدیریتی- فرهنگ شهروندی- فرهنگ عمومی.

 

مقدمه

شهری که فرهنگ شهروندی شهروندان آن در سطح قابل قبولی نباشد، آرام آرام، کارکرد ماهوی خود را که مهمترین آن سکونت است، از دست میدهد و دیگر محل سکنیگزیدن نخواهد بود. چرا که سکونت و آرامش، نتیجه ی تعاملی پویا و نظاممند بین شهروندان با خدای هستی، خود و دیگر انسانها، و نیز محیطی است که در آن زندگی میکنند. و چنانچه یکی از این ارتباطات دچار خدشه شود، اولین نتیجهی آن، سلب آرامش روحی و روانی انسان است.از این رو اگر تمام شهروندان یک شهر به اصول زندگی در محیطهای مشترک پایبند نباشند، و یا آداب زندگی در کنار یکدیگر را رعایت نکنند، ادامهی با هم بودن غیرممکن خواهد بود؛ و برای انسانی که ذاتاً اجتماعی آفریده شده است، نبودن در کنار جمع، مساوی با مرگ است. به عبارت دیگر، بدون رعایت عمومی الزامات فرهنگی زندگی در شهر، شهرنشینی بسیار سخت، زجرآور و حتی مرگبار میشود. و پرواضح است که فرایند هنجارسازی و درونی نمودن این مراعاتها، جز در آموزش فرهنگ شهرندی قابل تعریف نیست. از زاویهی دیگر، بدون ارتقای فرهنگ شهروندی، حرکت به سوی توسعهی همهجانبهی شهرها غیرممکن است. جالب آن که نتایج تحقیقات علمی نشان میدهد که حتی با زیرساختهای فعلی، در صورت ارتقای فرهنگ شهروندی، ظرفیت سکونت در شهرها، به میزان قابل توجهی افزایش مییابد؛ و شاخصهای رفاه شهروندان نیز بهشدت رشد میکند. برای مثال، تنها با رعایت قوانین ترافیکی، ظرفیت اکثر معابر شهرها با همین زیرساختهای کنونیبه طور محسوس افزایش مییابد و عبور و مرور در آنها به شکل چشمگیری متحول میشود. در این پایان نامه تالش بر این شد تا با تعریف واژههای مربوط به فرهنگ عمومی و فرهنگ شهروندی راههای مدیریتی مناسب جهت ارتقاء فرهنگ عمومی شهروندان با آسیب شناسی موضوع و نمونه قرار دادن بخشی از شهر تهران ارائه میگردد. امید است با تالش بی شائبه ای که در این خصوص صورت گرفت گامی در جهت ارتقاء فرهنگ عمومی شهروندان در شهر تهران داشته و بتوانیم بیش از پیش اقدام بایسته ای در جهت آسایش شهروندان خود داشته باشیم.واژه فرهنگ عمومی واژهای جدید است و دریافت معنی و مفهوم آن به سادگی میسر نیست. این اصطالح با معنایی که امروزه از آن استفاده میشود کاربرد چندانی در علوم انسانی ندارد و به تازگیدر کارهای روزنامهای بکار میرود. در کتب علوم انسانی فرهنگ عام معادل فرهنگ عمومی است. اما معنای این ترکیب با فرهنگ عمومی متفاوت است.

بیان مسئله

فرهنگ عمومی افراد کل یک جامعه و کشور را از هر قشر اعم از تحصیل کرده و غیره شامل میشود. بنابراین میتوان ترکیب “public culrure ”را معادل انگلیسی آن دانست. یعنی آن فرهنگی که نسبت به افراد 1 جامعه عمومیت دارد .از این منظر فرهنگ عمومی به مجموعه ای از باورها و رفتارهای صحیح و غیرصحیح یک جامعه گفته می شود و عوامل متعدد و متنوعی، قدیمی و جدید در پیدایش و ماندگاری آن تاثیرات 2 مستقیم و غیرمستقیم دارد .براین اساس، فرهنگ عمومی حوزهای از نظام فرهنگی جامعه است که پشتوانه آن اجبار قانونی و رسمی نیست، بلکه تداوم آن در گروه اجبار اجتماعی اعمال شده از سوی آحاد جامعه و تشکلها و سازمانهای غیر دولتی ) غیر رسمی ( است. برخالف حوزه فرهنگ رسمی، که در نهایت اجبار فیزیکی از آن حمایت میکند، حوزه فرهنگ عمومی عمدتا برپذیرش واقناع استوار است و عدم پایبندی به آن مجازات، به معنای حقوقی کلمه، را در پی ندارد. با توجه به نقش حکومت در جامعه که انسجام بخشی است، عدم تطبیق و همراهی فرهنگ عمومی با اهداف کلی نظام به عنوان »اصالح فرهنگ عمومی« مورد توجه قرار میگیرد و حکومت با استفاده از مکانیزمهای مختلف تالش میکند تا فرهنگ عمومی را با اهداف کلی هماهنگ سازد. بنابراین به نظر می رسد که پرداختن به مسائل نظری فرهنگ عمومی جای آن دارد که مورد بحث و بررسی قرار گیرد تا و راهبردهی مدیریتی ارتقای آن نیز تجویز شود.بررسی شاخصهای فرهنگ عمومی در شهر تهران و ارائه الگوی مدیریتی در راستای ارتقای این فرهنگ مهم ترین دغدغه نویسنده میباشد زیرا فرهنگ عمومی سازندگان و حامالن خاص خودش را دارد که بر بخشی از آنها از طریق بخشنامه میسر نیست. مصوبه قانونی برای فرهنگ عمومی گذارندن بدترین شکل برخورد میباشد که با ویژگیهای فرهنگ عمومی مبانیت دارد، بلکه تدبیر مدیریتی الزم دارد که با ایجاد مکانیسمهای مناسب آن را تغییر داد.

 

اهمیت وضرورت تحقیق

مفهوم فرهنگ عمومی در تقابل مردم ـ دولت ) از لحاظ مفهومی ( معنی پیدا میکند. هنگامی که دولت و حکومت با برنامهریزی خود را برای دستیابی به اهدافی تالش میکند و براساس ارزشهای مورد قبول عمل میکند، با حوزهای از فرهنگ ) در همه اشکال آن: نمادی، نهادی، درونی و...( مواجهه میشود که با این اقدامات سازگار نیست. از طریق قانون و سایر ابزارهای اعمال قدرت هم قابل تغییر نیست در چنین حالتی حوزه فرهنگ عمومی منکشف میشود و خود را مینمایاند. انتظار میرود پس از شناخت تمامی ابعاد، مولفه ها و موانع فرهنگ عمومی در شهر تهران بتوان الگوی مدیریتی برای ارتقای فرهنگ عمومی حداقل در منطقه مورد مطالعه ارائه کرد.ارائه این الگوی میتواند ضرورت و انجام آن را جهت مطالعه بیشتر در سطوح منطقه ای و حتی ملی توجیه کند.ضمن انکه شناخترویکردها، مدل ها و کاربردها و دیدگاه موجود در خصوص فرهنگ عمومی میتواند گامی موثر هر چند اندک در تحقیقاتی مشابه باشد. پژوهش حاضر از حیث عملی نیز دارای فواید زیادی میباشد. تهیه راهبردهای مدیریتی برای متولیان و سیاستگذاران فرهنگی که عمدتاً برنامه خاصی برای این گونه مسائل در کشور ندارند میتواند راهگشا باشد.

هدف تحقیق

هدف اصلی تحقیق ارتقای فرهنگ عمومی شهروندان در شهرداری منطقه 3 تهران است.

سوالات تحقیق

هدف اصلی پژوهش به این نکته میپردازد که فرهنگ عمومی شهروندان چگونه ارتقا مییابد و راهبردهای مدیریتی جهت ارتقای فرهنگ عمومی شهروندان کدام است؟

فرضیه های تحقیق

فرضیه اصلی: میتوان فرهنگ عمومی شهروندان را ارتقا داد.

فرضیه های فرعی:

1-فرهنگ تعامل در ارتقای فرهنگ عمومی شهروندان تاثیرگذار است.

2-فرهنگ کسب و کار در ارتقای فرهنگ عمومی شهروندان تاثیرگذار است.

3- فرهنگ ترافیک در ارتقای فرهنگ عمومی شهروندان تاثیرگذار است.

4-فرهنگ همزیستی در ارتقای فرهنگ عمومی شهروندان تاثیرگذار است.

5- ترسیم وضعیت موجود ومطلوب فرهنگ عمومی شهروندی در ارتقای فرهنگ عمومی شهروندان تاثیرگذار است.

مفهوم فرهنگ

فرهنگ عبارتست از: »فرهنگ شیوه زندگی یک ملت است که الگوهای قراردادی از تفکر و رفتار را شامل ارزشها، عقاید، مقررات، سلوک، سازمانهای سیاسی، فعالیتهای اقتصادی و امثال اینهارا که از طریق یادگیری نه توارث زیستی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود، در بر میگیرد.(kupper,1985:17)

در تعریف عملیاتی فرهنگ میتوان گفت: الگوهای مشخص از قوانین، اعتقادات، ارزش ها، باورها، نگرش، سنتهای اجتماعی و سمبل ها مورد استفاده قرار میگیرد تا به زندگی گروهی معنی و مفهوم ببخشد.

فرهنگ شهروندی؛ اندیشه ها و نظریات

امروزه در ایران پدیده شهروندی در مطالعات علمی ما متاثر از جامعه مدنی )غرب( است و ما در تکامل فرهنگی شهروندی خود اشاره به تنظیم امور بر اساس فرهنگ غربی میکنیم و معتقدیم که رویکردها و ارزشهای فرهنگ شهروندی، ایرانی کهنه است و تکیه بر الگوها و ارزشهای جامعه غربی میکنیم. باید مبنای برنامه ریزیها و استراتژیهای توسعه و بسط فرهنگ شهروندی خود را با تاکید بر مبانی و معیارهای الگوی »ملی، منطقهای و محلی« تدوین کنیم و در عین هویت ملی داشتن از تجارب سایر جوامع با استفاده از معیارهای فرهنگ شهروندی ملی به توانایی هدایت جامعه پرداخت و از لوازم کورکورانه الگوهای غربی پرهیز نمائیم. »پس به این ترتیب شناسایی اهدافی که فرهنگ و جهان بین ایرانی را برای فرهنگ شهروندی تعریف مینماید از اولیهترین مراحلی است که باید به انجام برسد تا بر اساس آن بتوان به تنظیم و تقنین قوانینی پرداخت که ضرورت بقا و دوام فرهنگ شهروندی جامعه را در پی دارد. در گام بعدی برای بقا فرهنگ شهروندی در ایران باید وحدت هدف را برای شهروندان به وجود آورد، این وحدت هم در بعد زندگی مادی و هم معنوی فرهنگ شهروندان باید ایجاد کرد؛ تحصیل این مسئله در پرتو یک زندگی اجتماعی میسر نیست؛ و قانونگذاری در جامعه از این طریق میسر میگردد و خارج از این هدف شهروندان جامعه با مشکالت و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی که منجر به نابودی جامعه میگردد، روبرو خواهند شد. پس قانونمندی برای بقا فرهنگ شهروندی در جامعه مدنی امری ضروری و انکاناپذیر است.« )نقی- زاده، 5381: ش 584( اگر ارزشها را مفهوم و باور در نظر بگیریم، هنجارها راشکل، خطوط راهنما و روش و قواعد دستیابی به ارزشها میتوان در نظر گرفت. ارزش ها و هنجارها، بخشی از عناصر غیر مادی فرهنگاند. عناصر مادی و غیر مادی فرهنگ به گونه مداوم در حال تغییر هستند؛ اگر چه سرعت تغییرات عناصر مادی در طول زمان بیشتر ااست، اما تغییر دو عنصر بر یکدیگر اثر گذار است و در پی آن، مجموعهها٤ و حوزههای فرهنگی٣ نیز تغییر میکند. هنجارها٥ شکل عینی، بیرونی و محسوس ارزشها6، هستند در حالی که ارزشها مفهوماند و نوعی درجهبندی ذهنی تلقی میشوند و انتزاع7 آن از هنجارها در واقع امکان ندارد و باعث بی معنایی هنجار در سطح جامعه میگردد )قلی زاده، 5388(

مفهوم مدیریت شهری

گستردگی و پیچیدگی مسائل شهری و رشد و توسعه روزافزون شهرها، مدیریت امور شهر را به وظیفه- ای دشوار تبدیل کرده است. عالوه بر موضوعاتی همچون محیط زیست، حمل و نقل، ایمنی و برنامهریزی شهری، یکی از عوامل مهمی که تاثیر فزاینده و تعیین کننده بر عوامل سازنده شهری دارد، مدیریت شهری است. اگر شهر همچون سازمانی در نظر گرفته شود، الزم است در راس آن عنصری برای برنامهریزی آینده و اداره امور کنونی قرار گیرد. این عنصر را میتوان مدیریت شهر نامید. مسائل بسیاری در شهرها وجود دارد که برای حل آنها و پاسخ به درخواستهای موجود در عرصههای زندگی جمعی، وجود مدیریت شهری ضروری است. این موضوع به ویژه در مسائل خدماتی و عمرانی عمومی جنبه خاص پیدا میکند. لذا در اموری مانند تامین بهداشت و نظافت محیط شهر، ایجاد و حفظ فضای سبز، تامین ایمنی شهر و شهروندان و... نیازمند وجود سازمانی با تشکیالت مشخص هستیم تا مدیریت شهر به نحو مطلوب صورت گیرد. بدین سان مدیریت شهری عبارت از سازماندهی عوامل و منابع برای پاسخگویی به نیازهای ساکنان شهر است (صرافی و دیگران، 85-47 :1379) مدیریت شهری، شامل کارکردهای برنامهریزی، اجرا، نظارت، کنترل و هدایت است و از این رو برای اعمال قدرت باید برآمده از اداره شهروندان و قراردادهای اجتماعی باشد. مترادف مفهوم مدیریت شهری، به رغم ماهیت آن، با مفهوم شهرداری به عنوان سازمان مدیریت شهری ما را ناگزیر میسازد تا مفهوم شهرداری را نیز بیان کنیم. شهرداری، عنصر سازمانی در نظام اداره امور شهرهای کشور است. در یک تعریف میتوان گفت، شهرداری سازمانی است که شهرها با استفاده از استفاده از حقوق طبیعی خود و اختیاری که قانون به آنها اعطا کرده است، به منظور ایجاد و اداره تاسیات عمومی، وضع و اجرای نظامات شهری و تامین نیازمندیهای مشترک محلی به وجود میآورند و به آن اختیار و نمایندگی مدهند تا هزینه خدماتی را که بر عهده آن گذاشته شده است با اسلوبی منطقی و عادالنه بین ساکنان شهر و استفاده کنندگان توزیع و سرشکن نموده، از آنها وصل کند )هاشمی، 6 :5345) برابر ماده 1 قانون محاسبات عمومی کشور نیز شهرداری سازمانی است عمومی و غیر دولتی که دارای شخصیت و استقالل حقوقی بوده و زیر نظر شورای شهر، که منتخب مردم است و نظارت دولت از طریق وزارت کشور، برای انجام وظایف تصریح شده در قانون شهرداری ها تاسیس شده است.

تعریف فرهنگ عمومی

فرهنگ عمومی (Public culture) را میتوان به طور بسیار کلی و در زبانی که از لحاظ نظری باید آن را بر نظریه «سرمایه» پییر بوردیو )5114( استوار کرد، سطحی از انباشت فرهنگی و ساختارهایی از عادتواره (habitus)های اجتماعی تعریف کرد که بیشترین گسترش را در یک جامعه مفروض در زمانی مشخص داشته باشد. فرهنگ عمومی بخشی از رفتارهای فرهنگی است که نسبت به افراد جامعه عمومیت داشته و در جمیع حوزه های زندگی اجتماعی از قبیل: خانواده، حکومت، اقتصاد، آموزش و پرورش و... جلوه می یابد.

برای تعریف فرهنگ عمومی ابتدا باید منظور از کلمه »عمومی« به کار رفته در این ترکیب مشخص شود.در مجموعه سه احتمال قابل تصور است: 5-"عمومی" صفت برای فرهنگ میباشد، اما نه به عنوان تخصیص بلکه به عنوان وصف توضیحی. در این فرض فرهنگ عمومی یعنی فرهنگی که دارای وصف عمومیت است. 2-"عمومی" مضافالیه برای فرهنگ میباشد. مطابق این فرض، فرهنگ عمومى یعنى فرهنگى که متعلق به عموم مردم است و مترادف با فرهنگ عامه. 3-"عمومی" وصف و قید مخصوص برای فرهنگ میباشد. در اینجا فرهنگ عمومی یعنی عرصهای از فرهنگ که رابطهای مستقیم با عموم مردم دارد و در برابر فرهنگ خاصه قرار میگیرد که بخش یا قلمرویی یا جنبهای از فرهنگ قلمداد میشود که چندان رابطه مستقیمی با عموم ندارد. از این سه احتمال، احتمال اول و دوم منتفی است. منظور از فرهنگ عمومی بیان یکی از ویژگیهای فرهنگ که تعلق آن به عموم مردم است نمیباشد. همچنین مراد این نیست که بخواهیم یکی از شئون عموم مردم را که همانا فرهنگ است بیان کرده باشیم، بلکه منظور از فرهنگ عمومی وجوه یا ابعاد یا قلمروهایی از فرهنگ است که با عامه مردم در ارتباط میباشد. در نتیجه آن جنبهها یا وجوهی که مرتبط با بخشهای خاص، اختصاصی و تخصصی است، از مفهوم فرهنگ عمومی خارج است.

تعاریف قابل فرض «فرهنگ عمومی»

فرهنگ عمومی عبارت است از بخشی از فرهنگ که از شیوه رفتارهای عمومی مردم )یا عرف جامعه( ساخته میشود یا تاثیر مشهود میپذیرد. در برابر بخش دیگری از فرهنگ که توسط دستگاههای خاص یا اقشار خاص، شکل میگیرد. فرهنگ عمومی عناصری از فرهنگ است که عامه مردم در کیفیت آن نقش دارند. در برابر عناصری که اقشار خاصی در تکوین آن موثرند مانند علوم یا قوانین یا... اگر هر کدام از این عناصر و اجرائی »از فرهنگ بدانیم« فرهنگ عمومی، مولفه ها و ابعادی از فرهنگ است که: شامل عمومی مردم میشود و همگان با آن سرو کار دارند؛ و یا عموم مردم نسبت به آن حساسیت و شناخت دارند؛ و یا زندگی عمومی مردم را مستقیما تحت تاثیرقرار دهد که تباین مفهومی هر کدام از این سه قید یا دیگری، روشن است و مورد تاکید. ظواهر و مظاهری از کیفیت فرهنگی جامعه، که در معرض عموم قرار میگیرد، »فرهنگ عمومی« است.

مفهوم فرهنگ عمومی

 "فرهنگ عمومی"، عبارت است از مجموعه منسجم و نظام یافته ای از اهداف، ارزشها، عقاید، باورها، رسوم و هنجارهای مردم متعلق به یک جامعه بزرگ، قوم یا ملت« بنابراین فرهنگ عمومی، شامل تمامی فعالیتهای مبتنی بر اندیشه و عادت است که در جهت برآوردن نیازهای بشری بسته به انواع جوامع از نظر تاریخی، سیاسی، اقتصادی، مذهبی، رفتارهای عمومی مردم را شکل میدهد. همه انسانهایی که در گذشته های دور تا کنون در اقصی نقاط دنیا زندگی کردهاید؛ فرهنگ داشتهاند. پس فرهنگ یک پدیده عام است و هیچ گروه یا فردی در جامعه انسانی نمیتوان یافت که فرهنگ نداشته باشد؛ اما از آنجایی که اقوام و جوامع مختلف به نحو یکسانی در برآوردن نیازهی خود و برخوردشان برای رفع نیازها یسکان بوده است، طبیعتا فرهنگ خاص خود را ساخته و پرداخته اند و از این رو است که در الگوهای رفتاری هستند که گذشته از تکثر فرهنگی قومیتهای مختلف جامعه، جنبه عام داشته، همگان آن را پذیرفته- اند و در یک کل اجتماعی از آن پیروی میکنند. همین جنبههای عام در یک جامعه بزرگ یا ملت را به عنوان »فرهنگ عمومی« آن جامعه میتوان مورد مطالعه و بررسی قرار داد. شخصیت اجتماعی مردم یک جامعه در فرهنگ عمومی آن خالصه میشود و اهداف و کیفیت و مسیر حرکت به سوی تعالی با زوال و عقب افتادگی آن تحت تاثیر فرهنگ عمومی است. لذا اهمیت شناخت و بررسی فرهنگ عمومی برای ارتقا و تحول آن در مسیر رشد و توسعه، آشکار میشود. بسیاری از پژوهشگران برای واکاوی فرهنگ عمومی و اصالح و برنامهریزی آن ابتدا به بررسی دقیق آن از طریق کارکردهای سطوح و الیههای مختلف فرهنگ میپردازند. زیرا فرهنگ از سطوح مختلفی مشتق شده است. برخی از این مشتقات در یک نظام فرهنگی، پایهها و ریشههای فرهنگ عمومی را میسازند. این بخش را الیه زیرین مجموعه مینامند که دیگر سطوح و الیهها بر آن قرار دارند، میتوان گفت که جهان بینی ها و شناخت شناسی در این سح قرار دارد که ریشه بیاری از باورها، اعتقادات و ارزشها را به عنوان الیه بعدی فرهنگ تشکیلمیدهند. سطح بعد، آئینها، هنر و ادبیات است که الیه بعدی را تشکیل میدهند و بر پایه باورها، اعتقادات و ارزشهای یک جامعه استوارند. الیه بعدی که بیرونیترین و آشکار ترین سطح است، هنجارها و الگوهای رفتاری و معیارهای اجتماعی در یک جامعه مورد مشاهده و بررسی است. یکی از جامعه شناسان به نام اولسون، فرهنگ را دارای چهار مولفه، هنجار، باور، ارزش و تکنولوژی میداند. در هنجار به دنبال این هستیم که چه چیز در فرهنگ مردم وجود دارد و در ارزش به دنبال این هستیم که چه باید باشد. در حقیقت نگرش آرمانی به آنچه که در فرهنگ عمومی انتظار داریم، ارزش است و در تکنولوژی، به چگونگی انجام امور توجه داریم. )مرعشی، 5346، ص 11 الی 43(

تحول فرهنگ عمومی در جهان و ایران

کشور ایران که یک کشور اسالمی است و از دیر باز دارای تمدن غنی ایرانی و ارزشهای اصیل میباشد، اهمیت خاصی به مقوله فرهنگ و تعامل افراد با یکدیگر نه تنها به عنوان اعضای یک جامعه، بلکه به عنوان یک فرهنگ ویژه و شناخته شده جامعه اسالمی، میدهد. فرهنگ عمومی در کشور ایران مبتنی بر اصول و معارف اسالمی است. در دین مقدس اسالم غیر از اینکه افراد به یک سلسله مبانی فردی از نظر مسائل اخالقی و فرهنگی معتقد هستند، یک سلسله قوانین و برنامههایی وجود دارد که بر اساس روابط اجتماعی افراد را به یکدیگر پایبند میسازد. بدیهی است که در چنین دینی، فرهنگ عمومی نیز بر پایه همزیستی، مودت، محبت، همکاری، همیاری و کمک و دستگیری از یکدیگر است. مهرورزی و عدالت اجتماعی و ظلم ستیزی از محوری ترین اصول اسالم در فرهنگ عمومی جامعه است. در غرب وقتی فرهنگ عمومی تعریف میشود، رفتارهای عرفی مبنا قرار میگیرد. اما در جامعه اسالمی ایران همانطور که در بخش قبل سطوح مختلف فرهنگ را تشریح کردیم، الگوهای رفتاری جامعه اسالمی منبعث از الیههای زیرین است که همانا اندیشههای دینی بر آن حاکمند. در جامعه ایران وقتی از دین صحبت میشود، کلیه سطوح یعنی باورها، ارزشها، هنجارها، رفتار، عرف و شئون اجتماعی که عناصر فرهنگ عمومی هستند، بر اساس تعالیم اسالمی شکل گرفته اند. مشارکت در فرهنگ عمومی جامعه و داشتن فرصت برای تغییر آن یکی دیگر از ابعاد مهم حقوق فرهنگی شهروندان است. حق آموزش از جمله حق دسترسی به آموزش عالی نیز با توجه به این نکته از جمله حقوق فرهنگی شهروند محسوب میشود. ترنر استدالل میکند که بین دموراتیزاسیون فرهنگ، یعنی همگانی کردن فرهنگ و در عین حال توجه به فرهنگ عامه مردم، و حق دسترسی به آموزش و آموزش عالی نسبتی وجود دارد. وی مینویسید: »دموکراتیزاسیون فرهنگ و شهروندی فرهنگی مستلزم جانشین کردن اخالق اشرافی با اخالق دموکراتیک از طریق پذیرش اصل برابری آموزش و دسترسی به آموزش عالی است .Turner 2001: 16) ) « همچنین در نظریه ی پارسونز از نظام دانشگاهی، سطحی از شهروندی فرهنگی را عرضه میکند که در آن شهروندان میتوانند از طریق نظام دانشگاهی در فرهنگ مشارکت کنند.

آشنایی با شهرداری تهران

 شهرداری تهران، سازمانی است غیردولتی که در سال 5286 تاسیس شد و اداره شهر تهران را به عهده گرفت. مسئولیت اداره شهرداری با شهردار تهران است. قبال شهردار با حکم وزیر کشور منصوب میشد آما پس از تشکیل شورای شهر از طریق آرای این شورا انتخاب میشود. شهرداری از نظر لغوی از دو کلمه «شهر» و «داری» تشکیل شده که »داری« به معنی اداره و مدیریت و «شهر» پس از 5362 به جایی که دارای شهرداری باشد اطالق میگردید. بنابراین از نظر لغوی شهرداری را میتوان سازمان اداره شهر دانست و در اصطالح، شهرداری به واحدی گفته میشود که به منظور اداره امور محلی و ارائه خدمات عمومی مورد نیاز شهروندان در یک مرکز جمعیتی با خصایص شهری تشکیل میشود. شهرداری تهران، شامل 22 منطقه است که اداره هر منطقه به عهده قائم مقام شهردار در آن منطقه میباشد. منطقه 3 شهرداری تهران با مساحتی بالغ بر 3 هزار هکتار، در پهنه شمال شرقی شهر تهران واقع شده است و یکی از بزرگترین مناطق شهری تهران است. این منطقه از شمال به بزرگراه شهید چمران، بزرگراه شهید مدرس و بزرگراه آیت اهلل صدر و از شرق به خیابان پاسداران و بخشی از خیابان شریعتی و از جنوب به بزرگراه رسالت و بزرگراه همت و از غرب به بزرگراه شهید چمران محدود میشود. منطقه 3 شهرداری دارای 6 ناحیه و 55محله است. بسیاری از کاربریهای موجود در منطقه 3 عملکرد شهری دارند، مانند :امامزاده اسماعیل (ع) بوستان ملت، ساختمانهای تشریفاتی، دولتی، سفارتخانهها، دانشگاهها، ساختمانهای تجاری. به دلیل وجود چنین کاربریهایی، حجم تردد و مسافرت درون شهری به منطقه 3 بسیار زیاد است. از گردشگاههای مهم این منطقه میتوان از پارک ملت نام برد. این منطقه به مساحت 32 کیلومتر مربع میباشد و از مناطق فرهنگی آن میتوان فرهنگسرای ارسباران و کتابخانه عالمه امینی و کتابخانه استاد شهریار و باغ موزه آب واقع در خیابان یخچال را نام برد.همچنین مجموعه ورزشی انقالب جنب پارک ملت در این منطقه قراردارد. ابعاد فرهنگ عمومی طبق نظریات اندیشمندان وصاحبنظران این حوزه در شاخصهای زیر استخراج شد وبا گویههای مرتبط مورد سوال قرار گرفت. بنابراین طبق مفهوم و تعریف فرهنگ عمومی و تطبیق آن با موضوع شهروندان جهت کاربردی کردن مفاهیم واستفاده از ان در چارچوب نظری تحقیق میتوان جمع بندی کلی از تلفیق مفاهیم را به این صورت شرح داد که "فرهنگ عمومی" مجموعه ارزشها، هنجارها و رفتارهای تعمیم یافته میان آحاد جامعه به نحوی که تداوم آن را ضروری وفقدان آن را زیانبار بدانند. رفتار در فرایند زمان هنجار تولید میکند وهنجارها نیز از ارزشهای اجتماعی تبعیت دارند.تعامالت اجتماعی، کسب وکار، ترافیک و همزیستی شهروندان و... مجموعه به هم پیوسته ومنسجمی از رفتارها وارزشهای نهادینه شده را در بر میگیرد که منجر به فرهنگ عمومی شهروندان وافراد یک جامعه میشود. فرهنگ عمومی به سطوح مختلفی تقسیم میشود، مناسبترین سطوح در حوزه شهر و شهروندان به شرح زیر است:

·   فرهنگ تعامل:روابط اخالقی واجتماعی میان افراد جامعه است مانند رعایت حقوق دیگران، احترام به دیگر شهروندان، همیاری وهمکاری اعضای جامعه و مشارکت افراد، حس اعتماد.

·   فرهنگ کسب وکار: فرهنگ کسب وکار در موارد زیر کاربرد دارد مانند وجدان کاری، تعهدکاری، حفظ منافع دیگران، مسئولیت پذیری.

·   فرهنگ ترافیک: مجموعه ای از عوامل موثر بر آن از جمله انضباط ترافیکی(مهندسی ترافیک، اجرای مقررات، آموزش) و پذیرش حقوق دیگران است.

·        فرهنگ همزیستی: مواردی چون همزیستی مسالمت آمیز و حفظ سالمت ونظافت شهر را شامل میشود.

در مجموع با استفاده از تعاریف ومفاهیم مختلف و نظر نخبگان وصاحبنظران عرصه فرهنگ مدل نظری پژوهش بصورت زیر تکمیل میشود. (صالحی امیری، 1381) از آنجائی که این تحقیق در شهرداری منطقه سه صورت گرفت، لذا نیاز به در اختیار داشتن آمار مربوط به مناطق ونواحی شهرداری منطقه سه وجود داشت که این آمار از طریق اداره کل امور اداری این واحد و دفتر روابط عمومی شهرداری منطقه سه جمع آوری شد.

روش تحقیق

 این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی است.برای تعیین حجم نمونه در تحقیقات از روشهای مختلفی استفاده می شود. دو روش متداول برای این کار استفاده از فرمول شارل کوکران و جدول مورگان است.که ما در این تحقیق از روش کوکران استفاده نمودیم. در این تحقیق از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده به صورت اختصاص متناسب به کار گرفته میشود.روش کار بدین صورت میباشد که منطقه 3 به 52 محله تقسیم و سپس متناسب با حجم جامعه آماری در هر محله نسبت به کل منطقه پرسشنامههای تحقیق توزیع گردید.نمونه آماری پس از محاسبه کل شهروندان منطقه که 377777نفر میباشند با فرمول کوکران محاسبه شد و حجم نمونه مورد مطالعه 384نفر محاسبه گردید برای جمع اوری اطالعات از پرسشنامه استفاده شده همچنین برای ضریب قابلیت اعتماد از روش ضریب آلفای کرونباخ است. پرسشنامه مورد استفاده در این تحقیق حاوی دو نوع سئوال میباشد. سوالاتی در خصوص اطالعات کلی شهروندان و سوالاتی که با هدف سنجش متغیرهای تحقیق و فرضیات تحقیق تهیه شده اند. این پرسشنامه شامل ٣٣ سئوال میباشد. که در آن ابعاد فرهنگ عمومی به شرح ذیل تقسیم بندی شد. و در پرسشنامه (بر اساس طیف لیکرت پنج گزینه ای) بصورت گویه های زیر خالصه شد. جداول تهیه شده از مرحله قبل با استفاده از نرم افزار SPSS مورد محاسبات و عملیات آماری قرار گرفتند و سپس آزمون فرضیه ها بر روی پاسخهای مربوط به متغیرهای مستقل تحقیق صورت گرفت و نمودارهای مربوطه جهت سوالات و اطالعات کلی شهروندان تهیه شد. قلمرو تحقیق از لحاظ موضوعی، زمانی و مکانی به صورت زیر تعریف میگردد: این تحقیق در فاصله زمانی آبان 91 تا فروردین 92 گرفته و  در میان شهروندان ساکن در منطقه 3 شهر تهران که حداقل 3 سال سابقه سکونت در این منطقه را دارند انجام شده است. از آنجائی که این تحقیق در شهرداری منطقه سه صورت گرفت، لذا نیاز به در اختیار داشتن آمار مربوط به مناطق ونواحی شهرداری منطقه سه وجود داشت که این آمار از طریق اداره کل امور اداری این واحد و دفتر روابط عمومی شهرداری منطقه سه جمع آوری شد.

توصیف داده ها

 توصیف آماری داده ها، گامی در جهت تشخیص الگوی حاکم بر آن ها و پایه ای برای تبیین روابط بین متغیرهایی است که در پژوهش به کار میرود )خورشیدی و قریشی، 2٥٣ ،1٤٨1(. دراین تحقیق که در آن ابعاد فرهنگ عمومی )فرهنگ تعامل، فرهنگ کسب وکار، فرهنگ ترافیک، فرهنگ همزیستی( تقسیم بندی شد و در پرسشنامه )بر اساس طیف لیکرت پنج گزینه ای( زیر خالصه شد و شاخصهای فرهنگ عمومی در قالب گویه های زیر به شهروندان جهت پاسخگویی ارائه شد: فرهنگ تعامل)رعایت حقوق دیگران، مشارکت وهمکاری، اعتماد (فرهنگ کسب وکار)وجدان کاری، تعهدکاری، مسئولیت پذیری، حفظ منافع دیگران (فرهنگ ترافیک) انظباط ترافیکی، پذیرش حقوق دیگران (فرهنگ همزیستی) همزیستی مسالمت آمیز، حفظ سالمت شهر (با توجه به نتایج بخش دوم پرسشنامه ) ویژگی های جمعیت شناختی(، اطالعات زیر به طور خالصه در مورد مشخصات نمونه آماری مورد نظر ارائه میشود. درقسمت امار توصیفی32.4 درصد از پاسخگویان مرد و 64.3 درصد آنان زن بوده اند. در مجموع پرسشنامه بر روی نمونه 318 نفری اجرا شده است.

یافته های تحقیق

 بر اساس اطالعات جدول فراوانی، بیشترین توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب تحصیالت مربوط به لیسانس با تعداد 537 نفر (33.4 درصد) و فوق دیپلم با تعداد 83 نفر (54/6 درصد) میباشد. کمترین میزان توزیع پاسخگویان در گروه تحصیلی دکترا با 8 و ابتدایی با 5 درصد میباشد.

آزمون فرضیه های تحقیق

فرضیه اول: فرهنگ تعامل (از طریق رعایت حقوق دیگران، مشارکت وهمکاری، اعتماد) در ارتقای فرهنگ عمومی شهروندان منطقه 3 تهران نقش دارد. در آزمون این فرض باقیمانده طبقات کم و خیلی کم باید نسبت به باقیمانده طبقات زیاد و خیلی زیاد مثبت باشد. در اینجا باقیمانده طبقات خیلی کم و کم برابر با 63.2- و 42.2- و باقیمانده طبقات زیاد و خیلی زیاد برابر با 46.8 و 35.8 است. بنابراین در منطقه 3 تهران، فرهنگ تعامل شهروندان بالا است.

شهروندان منطقه 1.5 ،3 درصدشان دارای فرهنگ تعامل پایین، 51.5 درصد متوسط و 45.8 درصد فرهنگ تعامل بالایی دارند

. آزمون فرضیه دوم: فرهنگ کسب وکار)از طریق وجدان کاری، تعهدکاری، مسئولیت پذیری، حفظ منافع دیگران( در ارتقای فرهنگ عمومی شهروندان منطقه 3 تهران نقش دارد. در آزمون این فرض باقیمانده طبقات کم و خیلی کم باید نسبت به باقیمانده طبقات زیاد و خیلی زیاد مثبت باشد. در اینجا باقیمانده طبقات خیلی کم و کم برابر با 64.6- و 61.6- و باقیمانده طبقه خیلی زیاد برابر با 18.4 و 574.4 است. بنابراین شهروندان منطقه 3 تهران از فرهنگ کسب و کار بالا برخوردار هستند. بنا به اظهار شهروندان منطقه 4.3 ،3 درصد از آنان فرهنگ کسب و کار پایینی دارند و 56.4 درصد در این خصوص دارای فرهنگ متوسط و 83.4 درصد فرهنگ کسب و کار بالایی دارند.

آزمون فرضیه سوم: فرهنگ ترافیک)از طریق انظباط ترافیکی، پذیرش حقوق دیگران( در ارتقای فرهنگ عمومی شهروندان منطقه 3 تهران نقش دارد. در آزمون این فرض باقیمانده طبقات کم و خیلی کم باید نسبت به باقیمانده طبقات زیاد و خیلی زیاد مثبت باشد. در اینجا باقیمانده طبقات خیلی کم و کم برابر با 64.6- و 62.6- و باقیمانده طبقه خیلی زیاد برابر با 35.4 و 544.4 است. بنابراین شهروندان منطقه 3 تهران از فرهنگ ترافیک بالا برخوردار هستند. درخصوص بررسی فرهنگ ترافیک شهروندان منطقه 3 تهران، شهروندان در پاسخ به سواالتی که رعایت فرهنگ ترافیک را میسنجید. تنها 2 درصد اظهار داشته اند که آنرا رعایت نمیکنند. در حالی که 14.3 درصد به رعایت آن مدعی بودند. مطابق با جدول اطالعات فراوانی بالا، کلیه گویه ها نمره بالاتر از میانگین )3( کسب کرده اند. به عبارتی درخصوص سواالت مربوط به فرهنگ ترافیک، پاسخگویان به کلیه سواالت نمره ای بالاتر از متوسط داده اند. یعنی فرهنگ ترافیک را رعایت میکنند.

آزمون فرضیه چهارم: فرهنگ همزیستی ) از طریق همزیستی مسالمت آمیز، حفظ سالمت شهر( در ارتقای فرهنگ عمومی شهروندان منطقه 3 تهران نقش دارد. در آزمون این فرض باقیمانده طبقات کم و خیلی کم باید نسبت به باقیمانده طبقات زیاد و خیلی زیاد مثبت باشد. در اینجا باقیمانده طبقات خیلی کم و کم برابر با 61.8- و 45.8- و باقیمانده طبقه خیلی زیاد برابر با 63.2 و 537.2 است.. بنابراین شهروندان منطقه 3 تهران از فرهنگ همزیستی بالایی برخوردار هستند. سوال اول تحقیق مربوط به آن بوده است که فرهنگ همزیستی شهروندان شهرداری در منطقه 3 چگونه است؟ این سوال از ادغام 51 گویه بدست آمده است. چنانچه جدول شماره 55 نشان میدهد تنها 5.5 درصد پاسخگویان در این خصوص نمره کم و بسیار کم گرفتند و 81.2 درصد در این خصوص نمره زیاد و خیلی زیاد گرفتند.

همچنین از بین گویه های مطرح شده رعایت حقوق اقلیتهای دینی در بین شهروندان دارای بالاترین امتیاز وتوجه شهروندان ورعایت انها در این مسئله است.

جمع بندی یافته های تحقیق

 نمونه آماری پس از محاسبه کل شهروندان منطقه که 377777 نفر میباشند با فرمول کوکران محاسبه شد و حجم نمونه مورد مطالعه 384 نفر محاسبه گردید. شاخصهای فرهنگ عمومی)فرهنگ تعامل، فرهنگ کسب وکار، فرهنگ ترافیک، فرهنگ همزیستی( در شهروندان مورد پرسش واقع شد و در پرسشنامه طیف لیکرت به صورت پنج گزینه ای بین شهروندان منطقه سه شهرداری تهران اجرا وجمع آوری شد. همچنین گروه سنی ٤3-٤3 سال دارای بیشترین فراوانی بوده است. کمترین فراوانی مربوط به گروههای سنی ٥3-٥3 و 63 سال به بالا میباشد. اطالعات جدول دو بعدی نشان میدهد که مردان در مقابل زنان منطقه ٤ از فرهنگ تعامل و همزیستی بالاتری بر خوردارند (74.7 فرهنگ تعامل مردان در مقابل 63.6 فرهنگ تعامل زنان) (همچنین 3٥.1 فرهنگ همزیستی مردان در مقابل ٣٣.٨ درصد فرهنگ همزیستی زنان). اما در مقابل زنان فرهنگ ترافیک و کسب و کار بالاتری نسبت به مردان منطقه ٤ دارند )٨1.٤ فرهنگ کسب و کار مردان در مقابل ٨٣.٥ درصد فرهنگ کسب و کار زنان و ٨٨.3 درصد فرهنگ ترافیک مردان منطقه ٤ در مقابل 32.1 درصد فرهنگ ترافیک زنان این منطقه(. بنابراین در منطقه ٤ تهران، فرهنگ تعامل شهروندان بالا است.مردان در مقابل زنان منطقه ٤ از فرهنگ تعامل و همزیستی بالاتری برخوردارند.با توجه به گویههای مطرح شده نشان میدهد که شهروندان منطقه ٤ بیشترین توجه را به عالئم راهنمایی و رانندگی ورعایت قوانین آن دارند. ولی از وسایل عمومی شهرداری به میزان کمتری در رفت وامد به محل کار خود استفاده میکنند. در بین شاخصهای مطرح شده در بین سواالت شهروندان منطقه ٤شهرداری تهران به نظر میرسد که شاخص فرهنگ همزیستی در بین ساکنان منطقه ٤ شهرداری تهران از بین شاخصهای مورد نظر دارای اهمیت بیشتری است. با توجه به نتایج آماری به دست آمده، شهروندان47-41 سال منطقه 3 به طور معنی داری فرهنگ همزیستی بیشتری نسبت به گروه سنی تا 51 سال دارند. همچنین، گروه سنی 47-41 سال نسبت به دو گروه سنی تا 51 سال و 27-21 سال به طور معنی داری فرهنگ تعامل بالاتری دارد.

جمع بندی ونتیجه گیری

در ایران اسالمی به دلیل حاکمیت ارزشهای اسالم، رعایت عدالت اجتماعی و توجه به معنویات در پیشرفت و توسعه مادی جامعه و ترویج روحیه جمع گرایی و اعتقاد به اینکه دستیابی به حد اکثر منافع شخصی از طریق حداکثر شدن منافع جمعی امکان پذیر است، از اولویتهای اصالح فرهنگ عمومی است. در ایران نیز با ایجاد شورای عالی فرهنگی عمومی مورد توجه قرار گرفت. شورای فرهنگ عمومی، مصوب عالیترین تصمیمگیری در مسائل فرهنگی کشور یعنی شورای عالی انقالب فرهنگی است و وظیفه سیاست گذاری، هدایت و نظارت فرهنگ عمومی کشور را به منظور نحقق اهداف و اجرای سیاستهای فرهنگی به عهده دارد. به نظر میرسد در تالش برای جبران خال ایجاد شده در

فرهنگ بر اثر نفوذ فرهنگی بیگانگان در سالهای اخیر نیاز به تببین و اصالح اهداف فرهنگی بیش از پیش احساس میشود. بنابراین فرهنگ عمومی ما ریشه در مذهب ورفتارهای فرهنگی ما دارد واز جامعه ای به جامعه دیگر این رفتار دارای سطوح متفاوت میشود. لذا بر اساس تعاریف اسالمی مذهب نقش اساسی در فرهنگ عمومی ایفا میکند

. -فرهنگ تعامل، کسب و کار، ترافیک و همزیستی در میان شهروندان منطقه سه در سطح نسبتا بالایی قرار دارد. -زنان منطقه سه بیشترین توجه به عالئم راهنمایی و رانندگی ورعایت قوانین آن را دارند. -زنان منطقه سه از تعهد درونی بالاتری برخوردارند و میزان تعهد بیشتری به کارهای محوله خود دارند -مردان منطقه سه بیشتر از زنان، حقوق اقلیتهای دینی شهروندان را رعایت میکنند. - زنان منطقه ٤ نسیت به مردان آن منطقه، بیشترین توجه را به عالئم راهنمایی و رانندگی ورعایت قوانین آن دارند -شهروندان منطقه سه از وسایل عمومی شهرداری به میزان کمتری در رفت وامد به محل کار خود استفاده میکنند. -در مجموع از میان شاخصهای مورد نظر شاخص همزیستی در میان شهروندان منطقه سه از اهمیت وامتیاز بالاتری برخوردار است.

پیشنهادات و راهکارها

1-  با توجه به اینکه فرهنگ همزیستی در بین ساکنان منطقه ٤شهرداری تهران از بین شاخصهای مورد نظر دارای فراوانی بیشتری است لذا در عین اینکه این شاخص باید در بین افراد منطقه تقویت شود، الزم است شاخصهای دیگر جهت ارتقای فرهنگ عمومی شهروندان مورد بررسی قرار گیرد.

2-    شهرداری تهران در منطقه سه میتواند با اجرای برنامه اموزشی به ارتقای فرهنگ عمومی شهروندان کمک کند.

3-یافته ها نشان میدادند که مردان در مقابل زنان منطقه 3 از فرهنگ تعامل و همزیستی بالاتری بر خوردارند، لذا نتیجه میشود برای تقویت وموازی بودن فرهنگ تعامل وهمزیستی برنامههای شهرداری در جهت تقویت این مورد در مردان باید مدنظر قرار گیرد.

4-با توجه به اینکه یافته ها حاکی از فرهنگ همزیستی کمتر بین جوانان )حدود 13 سال( دارد، لذا شهرداری با اجرای برنامههای تفریحی واموزشی سالم میتواند با تقویت روحیه همکاری جوانان فرهنگ همزیستی را در بین انها ارتقا دهد.

5-لزوم توجه به جوانان در جهان امروز از ضروریات جامعه محسوب میشود، با توجه به این مورد شهرداری با حمایت وجلب توجه جوانان در برنامههای خود واستفاده از قوای فکری ونیروی فعال انها به تقویت همکاری انها با یکدیگر کمک کرده واز این طریق نیز به توسعه فرهنگ دینی در بین جوانان کمک کند. از طرفی باورهای دینی ومذهبی نقش موثری در دیدگاههای افراد وجوانان در روحیه همزیستی ومشارکت انها خواهد داشت.

6-با توجه به اینکه بر اساس یافتههای بدست آمده شهروندان منطقه ٤ شهرداری تهران از وسایل نقلیه شخصی خود بیشتر برای عبور ومرور استفاده میکنند، پیشنهاد میگردد سازمان اتوبوسرانی شهرداری تهران تمهیداتی را جهت استفاده سریع تر و آسان تر برای شهروندان در نظر گیرد، که از تمهیدات مورد نظر میتوان به رفع ترافیک در اوایل ساعت شروع کاری اشاره کرد.

-باتوجه به اینکه القای فرهنگ امری زمان بر بوده فرهنگ پذیرترین قشر جامعه گروه هدف برنامه ریزی )نونهالان ونوجوانان(برای چند سال آینده گردد

- القای فرهنگ عمومی با بسیج همه امکانات در بعد کوتاه مدت در درصدیهای پایین امکان پذیر بوده لذا پیشنهاد می گردد از اهرمهای اجرایی ورسانه ملی برای رسیدن به این درصد ها در کوتاه مدت اقدام گردد.

- سندبالا دستی بلند مدتی توسط عالی ترین دستگاه القای فرهنگ، تهیه وتدوین وکلیه ی دستگاههای اجرای ازجمله شهرداری ها ملزم به اجرای دقیقآن گردد.

- با توجه به وجود نظامنامه ای در قالب آموزشهای فرهنگی برای شهروندان مصوب سال 5386 که توسط شهرداری تهران در حال اجرا میباشد، موارد ذیل با عنوان پیشنهاد جهت هرچه بهتر اجرایی شدن این نظامنامه ارائه میگردد.

بحث فرهنگ و القاء آن خصوصاً در قالب فرهنگ عمومی شهر تهران نیازمند برنامه ریزی جامع تر و منسجم تر و در نهایت به روزتر میباشد. لذا پیشنهاد میگردد با توجه به وجود قالبهای مختلف آموزش شهروندی که در نهایت به القاء فرهنگ عمومی منتج میگردد و با شاخصه هایی چون فرهنگ ترافیک، فرهنگ تعامل، فرهنگ همزیستی و فرهنگ کسب و کار درگیر بوده، نظامنامه ای منظم در جهت تکمیل آموزش ها در قالب دیدگاه آموزش پذیر شهروندی و از طریق نهادهای ذیربط خصوصاً شهرداری تدوین گردد. مواردی چون:

1-    الزام کلیه نهادهای ذیربط با تولی گری یک سازمان که همان شهرداری است جهت ارائه پیشنهادات.

2-     استفاده از کارشناسان شهری و فرهنگی در جهت ارائه راهکارهای مناسب در قالب القاء فرهنگ عمومی.

3-     بررسی مجدد شاخصههای تشکیل دهنده فرهنگ عمومی با گویه های مختلف هر شهر بر اساس فیزیک آن شهر

4-    استفاده از مردم یک شهر در قالب نظام یافته جهت برگزاری هرچه بهتر آموزش ها توسط نهادهای مختلف.

در نهایت تدوین نظامنامه ای به روز و جدید در تکمیل روشهای گذشته و با هدف ایجاد فرهنگی عمومی و مناسب در راستای هنجارهای موجود در شهر که حالتی کارشناسی و کاربردی داشته و سطح شهر چه در قالب فیزیک و چه در قالب روح شهر از آن منتفع گردد.

- استفاده از بخش آموزش وپرورش با تشکیل کتب درسی وبحثهای آموزشی فرهنگی ازجمله فرهنگ شهر نشینی که شامل مسائلی چون آپارتمان نشینی، رعایت حقوق همشهریان، فرهنگ ترافیک ودر نهایت فرهنگ همزیستی.

- استفاده از اهرمهای تشویقی حتی تنبیهی در خصوص مراعات کنندگان مصادیق فرهنگ شهر وشهر نشینی)به عنوان مثال تشویقات شهرداری در خصوص شهروندان نمونه(

-استفاده از رادیو و تلویزیون در افزایش فرهنگ

 -امروزه در قالب اجرایی شدن هر نظامنامه ای نیازمند راهکارهای اجرایی و قابل انجام و در نهایت کاربردی مطابق با شرایط محیط هستیم، به نحوی که در جهت اجرای نظامنامه مناسب القاء فرهنگ عمومی.

راهکارهای مدیریتی ذیل به نظر اجرایی و کاربردیتر خواهد بود:

1-     اتخاذ تدابیر و تصمیمات مدیریتی قابل اجرا به دور از مسائل دور از ذهن و غیر واقعی.

2-    استفاده از کارشناسان مرتبط با موضوع شهر و فرهنگ شهری و مدیران مشارکت جو و راهبردی.

3-  بررسی کامل مسائل و مشکالت واقعی شهر به صورت ملموس جهت ارئه راهکارهای مناسب و ارائه شاخصه های درگیر موضوع.

4-     نگاه واقع بینانه برای دریافت اصل مشکالت و تدوین راهکارهای مناسب و اجرایی که از این واقع بینی حاصل میگردد.

5-   پذیرش مشکالت موجود توسط مسئولین و دوری از هرگونه تنش در مقابل انتقادها که خود باعث پذیرش راهکارهای ارائه شده میگردد.

6-  بسیج کلیه امکانات خصوصاً امکانات سخت افزاری در جهت رسیدن به هدف اصلی که همان برقراری فرهنگ مناسب شهروندی و عمومی است.

7-  استفاده از رسانه ها خصوصآ رسانه ملی با عنوان تاثیر پذرترین رسانه در جهت کمک به مدیریت اجرایی تصمیمات اخذ شده.

8-    برگزاری همایش ها و تجمع های اجتماعی جهت به مشارکت گرفتن شهروندان دال بر واقعی شدن تصمیمات

9-    استفاده از مشاوران خبره در قالب القاء شاخصه ها و گویههای نظامنامه جدید و به روز شده.

10-و در نهایت استفاده از مجریان مناسب در جهت اجرایی نمودن تصمیماتن که حاصل آن جاری شدن فرهنگی مناسب در قالب همزیستی شهروندان در سطح شهر.

فهرست منابع

1-  ایمان، محمدتقی، مرادی، گلمراد، (1383) روش شناسی نظریه اجتماعی گافمن، فصلنامه علمی پژوهشی جامعه زنان، سال دوم، شماره دوم، تابستان 1٤33.تهران.

2-   لطف آبادی، حسین (1387) آموزش حقوق انسانی و مصوبههای اصلی ملل متحد در باره حقوق بشر، انتشار محدود: دانشگاه فردوسی

3-     شهروندی و رفاه اجتماعی، فصلنامه رفاه اجتماعی، سال اول، شماره ٣، تابستان، 1٤٨1، دکتر ملیحه شیانی.

4-  صالحی امیری، س.ر (1388) انسجام ملی و تنوع فرهنگی.تهران: انتشارات مجمع تشخیص مصلحت نظام، مرکز تحقیقات استراتژیک.

5-  صالحی امیری، سیدرضا و عظیمی دولت آبادی، امیر، (1387) مبانی سیاستگذاری و برنامه ریزی فرهنگی، پژوهشکده تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام.

6-     آشوری، داریوش(1383) تعریف ها و مفهوم فرهنگ، چاپ اول، تهران، انتشارات آگاه

7-      رضا عاملی، س. (1383) تعامل جهانی شدن، شهروندی و دین. فصلنامه علوم اجتماعی، 1٨: صص 167-233

8-    قلی زاده، آذر. (1388) جامعه شناسی فرهنگی، انتشارات دانشگاه آزاد اسالمی واحد خوراسگان.

9-    لطف آبادی، حسین. (1385) آموزش شهروندی ملی و جهانی همراه با تحکیم هویت و نظام ارزشی دانش آموزان. فصلنامه نوآوریهای آموزشی شماره ی 17

10-صالحی امیری، سیدرضا. (1388) انسجام ملی و تنوع فرهنگی، تهران، انتشارات مجمع تشخیص مصلحت نظام، مرکز تحقیقات استراتژیک.

11-نجاتی حسینی، سید محمود (1383) بررسی جایگاه مفهوم شهروندی در قانون شهرداری ایران، تهران: انتشارات سازمان شهرداری کشور.

12-صرافی، مظفر و دیگران. (1383) مفهوم، مبانی و چالشهای مدیریت شهری، فصلنامه مدیریت شهری، شماره صص ٨1-73

13-هاشمی، فضل اله (1381)حقوق شهری و قوانین شهرسازی، وزارت مسکن و شهرسازی، مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران، تهران.

14- عبدالهی، مجید و غضنفر اکبری(1383) مجموعه قوانین و مقررات ده و دهیاری، انتشارات قلمستان، چاپ اول، تهران.

15- مرعشی، سید جعفر و دیگران پیرامون فرهنگ عمومی کشور، تهران، سازمان مدیریت صنعتی، چاپ اول، 1٤76، ص ٥3 تا ص 62 و ص 71 تا ص 74.

16-عبداللهی، محمد با قانون گرایی و فرهنگ عمومی ]ویژه گرد همایی قانون گرایی و فرهنگ عمومی[ تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسالمی، چاپ اول، ص ٤3 تا ص ٣٨ و ص 3٤ تا ص 133.

 

حجم: 503 کیلوبایت

توضیحات: راهبردهای مدیریتی جهت ارتقای فرهنگ عمومی شهروندان

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی