دغدغه ما فرهنگ است

دکتر فاطمه فراهانی

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی و معاون پژوهش و فناوری واحد علوم و تحقیقات تهران

با خانم دکتر فاطمه فراهانی در باب فرآیند مهندسی فرهنگی (باغبان ارزش‌ها)!

در حالی که فرهنگ غربی روزبه‌روز بیش از پیش جوامع تحت سیطره خود را به تباهی و انحطاط می‌کشاند، فرهنگ اسلامی- ایرانی که ترکیبی از آموزه‌های ناب دینی و تمدن اصیل و کهن ایرانی است، می‌تواند نویدبخش راهی نجات‌بخش و آینده‌ای روشن برای بشریت باشد. در این راستا و برای گسترش و توسعه این فرهنگ غنی، لازم است که هر چه بیشتر به مباحث نظری و کاربردی آن پرداخته شود. برای بحث در باب «فرایند مهندسی فرهنگی» دکتر فاطمه فراهانی دعوت را پذیرفت. 

خانم دکتر فراهانی، مدیریت فرهنگی به چه معنا است؟ 
در ترکیب منطقی دو واژه مدیریت و فرهنگ با رویکردهای متفاوتی مواجه می‌شویم که تعریف و بازشناسی مفهومی آن ضروری است. برخی در تعریف مدیریت فرهنگی معتقدند مدیریت فرهنگی سازماندهی و اداره امور و فعالیت‌های فرهنگی است. در واقع آنچه در این نگاه مورد توجه است اعمال رویکرد مدیریتی در حوزه فرهنگ و فعالیت‌های فرهنگی است اما در رویکردی دیگر منظور از مدیریت فرهنگی کاربست سیاست‌ها و اتخاذ رویکردهای فرهنگی در حوزه‌های کلان و متفاوت مدیریتی است. به کارگیری این دو رویکرد وابسته به دو دیدگاه درخصوص مقوله فرهنگ است که یکی دیدگاه ابزاری است و دیگری دیدگاهی است که درآن فرهنگ تنها ابزاری برای مدیریت نیست بلکه خود، هدف مدیریت فرهنگی تلقی می‌شود به عبارت دیگر دراین نگاه فرهنگ در مجموع ساختارها و حوزه‌های اجتماعی نه تنها یکی از خرده نظام‌ها بلکه در تعامل کارکردی با سایر خرده نظام‌ها، ماهیت‌بخش و هدایتگر محسوب می‌شود. در این نگاه رسالت فرهنگ و مدیریت فرهنگی در سطح مدیریت کلان اجتماعی بسیار خطیر و ارزشمند است و در همین راستاست که بحث مهندسی فرهنگی مطرح می‌شود. البته فارغ از اینکه چه نوع دیدگاهی را در مدیریت فرهنگی مطمح نظر قرار دهیم (دیدگاه خرد به معنی مدیریت سازمان‌ها، امور و فعالیت‌های فرهنگی و یا دیدگاه کلان به معنای مدیریت سازمان‌ها و حوزه‌های اجتماعی با رویکرد فرهنگی) باید توجه داشته باشیم که مدیریت فرهنگی در مفهوم مقابل آنارشیسم فرهنگی به منظور دستیابی به اهداف فرهنگی مورد نظر در سطوح مختلف اعم از جهانی، منطقه‌ای، ملی و محلی الزامات خاص خود را دارد که باید از ظرفیت‌ها و توانمندی‌های فکری، بینشی و عملیاتی خاصی برخوردار باشد. یک مدیر فرهنگی علاوه برانجام وظایف و ایفای نقش‌های عمومی یک مدیر یعنی سیاستگذاری، تعیین خط مشی‌ها، تبیین راهبردها، برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، هدایت، رهبری، نظارت و ارزیابی، نیازمند مهارت‌های تخصصی دیگری در صحنه‌های عملیاتی است از جمله برنامه‌ریزی‌های فرهنگی، افزایش سطح مشارکت فرهنگی، آموزش و اطلاع‌رسانی، ارتقای سطح سرمایه‌گذاری‌های فرهنگی و اجتماعی و تبیین و تحقق حقوق فرهنگی که نهایتاً به توسعه و پیشرفت فرهنگی بینجامد. 
آیا فرهنگ قابل مهندسی است؟ فرایند آن به چه صورت است؟ 
اگر عالی‌ترین هدف برنامه‌های توسعه‌ای، تبیین چشم‌انداز و طراحی برنامه‌های پیشرفت اجتماعی در جوامع را بهبود کیفی زندگی انسان‌ها بدانیم، اهتمام ملی و تلاش‌های جمعی همه ملت‌ها در مسیر رشد و بالندگی حیات انسانی و تکامل معنوی تنها با مدیریت جامع و راهبردی زیست محیط فرهنگی به نتیجه مطلوب خواهد رسید. 
شناسایی مؤلفه‌های مؤثر بر حیات فرهنگی و ارزشی جامعه، پیرایش و امحای همه اَشکال ضعیف و آسیب‌زا و طراحی بهترین شکل و متناسب‌ترین وضعیت در ارتباط منطقی و تعاملی عناصر و مؤلفه‌های فرهنگی فرایندی است که از آن می‌توان به عنوان مهندسی فرهنگ یاد کرد. 
مهندسی فرهنگی به معنای شناسایی وضعیت موجود فرهنگ، ترسیم نیمرخ فرهنگی حاکم بر جامعه، طراحی وضعیت مطلوب متناسب با آرمان‌های متعالی و اهداف ارزشی و سپس ارائه راهبردها و راهکارهای عملیاتی مبتنی بر تعیین شکاف‌ها و انحرافات فرهنگی بین دو وضعیت موجود و مطلوب از الزامات راهبردی و برنامه‌ای در راستای اعمال مدیریت جامع فرهنگی تلقی می‌شود. 
مقام معظم رهبری در این خصوص تعبیری جالب دارند ایشان می‌فرمایند در مقوله فرهنگ رفتار حکومت باید دلسوزانه و مثل رفتار باغبان باشد. باغبان بهنگام، نهال می‌کارد، بهنگام، آبیاری می‌کند، بهنگام هرس می‌کند، بهنگام سمپاشی می‌کند و بهنگام میوه‌چینی می‌کند. فضای فرهنگی کشور را باید مسئولانه و با دقت باغبانی کرد. 
فرهنگ نیز مانند سایر حوزه‌ها و خرده نظام‌های کلان اجتماعی از قبیل اقتصاد، سیاست و آموزش قابلیت سازماندهی، برنامه‌ریزی، مسئله‌شناسی، پایش، اندازه‌گیری و هدایت و رهبری دارد و از آنجایی که فرهنگ یک منظومه ارزشی، هنجاری و رفتاری است که در شکل یک سیستم اجزای آن از رابطه تعاملی و هدفمند برخوردار می‌باشند در مهندسی فرهنگ نیز طراحی استراتژی فرهنگی به منظور دستیابی به فرهنگ مطلوب براساس نقشه راهی که با درکی صحیح و ترسیم تصویری درست از آینده طراحی می‌گردد، ضروری می‌نماید. همان چیزی که از آن می‌توان به آینده‌پژوهی و آینده‌نگاری فرهنگی یاد نمود. 
فرهنگ اسلامی ایرانی از چه جایگاهی در جهان برخوردار است و چه قابلیت‌هایی برای جهانی شدن دارد؟ 
در حیات، دوام و قوام یک فرهنگ آنچه تا حد زیادی تعیین‌کننده است ارزش‌ها و مهمترین اموری هستند که نه تنها باورهای یک قوم و ملت را شکل می‌دهند بلکه قابلیت استمرار و تداوم الگوهای رفتاری را در طول نسل‌های متمادی در یک جامعه و حتی تاریخ بشری ایجاد می‌کند. هر چه این ارزش‌ها با فطرت الهی بشر انطباق بیشتری داشته و از عمق و غنای کافی برای دستیابی به هدف متعالی کمال انسانی برخوردار باشند با امکان اِشاعه و جریان یافتن در حیات اجتماعی ماندگاری بیشتری داشته و می‌توانند نقش هویت بخشی و هدایتگری سایر حوزه‌های اجتماعی را نیز بر عهده داشته باشند. 
به اعتقاد بنده نظام فرهنگی اسلامی و ایرانی به دلیل زیر ساخت‌های محکمی که برگرفته از فطرت الهی و کمال‌جوی انسان بوده و ارتقای کرامت انسانی را هدف قرار می‌دهد در مجموع فرهنگ‌های جهانی غنی، قدرتمند، پرجاذبه و برخوردار از پیشینه‌ای ساختارمند تلقی می‌شود و دقیقاً به دلیل اهمیت و مقبولیت این ارزش‌های فاخر و اعتلابخش انسانی است که می‌تواند ارائه‌دهنده الگویی از انسان کامل و سبک زندگی منطبق بر مدار ارزش‌ها باشد. همان‌گونه که آرمان‌ها و ارزش‌های متعالی اسلام در ظرف و بستر فرهنگ ایرانی تقویم یافته و ضمن پالایش باورها و سنت‌ها بر غنای منظومه ارزشی فرهنگ ایرانی افزوده این قابلیت وجود دارد که در ساختارهای مناسب و مطلوب فرهنگی دیگری نیز قوام و دوام یافته و با برخورداری از ثقل دو سرمایه قرآن و عترت مطلوب‌ترین الگوهای حیات بشری در عرصه‌های مختلف اجتماعی را ارائه نماید. در شرایطی که خاص‌گرایی فرهنگی در فرایند جهانی شدن به نوعی با تهدید مواجه می‌شود و آسیب‌هایی چون بحران هویت و بحران معنا پدید می‌آید و می‌توان گفت محدودیت‌هایی در زمینه منابع، امکانات و شرایط برای هویت‌سازی سنتی ایجاد می‌شود در عین حال در فضایی گسترده‌تر شرایط جدیدی برای بازسازی هویت بر مبنای گسترش آگاهی اخلاقی و فرصت‌های متنوع گزینش فراهم می‌شود تا بتوان به بهترین الگوهای حیات اجتماعی مبتنی بر منظومه‌های غنی ارزشی دست یافت از این منظر با باور فرهنگ ارزشی غنی و قدرتمند اسلامی و وجود گواهی تاریخی همچون فرهنگ اسلامی - ایرانی می‌توان در فرایند جهانی شدن نقش‌آفرین بوده و در ساحت‌های مختلف اجتماعی ضمن نظریه‌پردازی و پاسخگویی به حیرانی‌های شناختی و رفتاری در زندگی بشر امروزی ارائه‌دهنده الگوهای مختلف نقش‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی بود. از جمله الگوی خانواده کامل و متعادل که امروزه از مهمترین دغدغه‌های موجود در حفظ کیان و حیات اجتماعی است. 
تکیه بر فرهنگ اسلامی و ایرانی و در عین حال بهره‌مندی مطلوب از فرصت‌های جهانی با نگاهی پویا و پاسخگو به نیازهای جدید می‌تواند ضمن افزایش قدرت تعامل در فضای فرهنگی جهان بستر مناسبی را در جهت آموزش و تربیت انسان‌های فرهیخته فراهم کند البته این مهم جز با درک صحیح و منطقی از تحولات فرهنگی و جهانی و شناسایی نیازهای اقشار مختلف اجتماعی از جمله نسل جوان و برنامه‌ریزی منسجم مبتنی بر رویکردی آینده‌پژوهانه ممکن نخواهد بود و نهایتاً باید گفت در شرایط حساس کنونی تنها با اتکا بر تمامی اجزا و ذخایر نظام فرهنگی، بهره‌مندی از ظرفیت زبان و ادبیات، تحقق جنبش‌های نرم‌افزاری و انجام فعالیت‌های دانش بنیان، گسترش فضای خلاقیت، خودباوری، احساس افتخار و عزتمندی و به کارگیری ظرفیت‌های قابل توجه و فاخر هنری و از همه مهمتر تعمیق باور‌های دینی است که امکان اعمال مدیریت فرهنگی فراهم می‌شود.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی