دغدغه ما فرهنگ است

دکتر فاطمه فراهانی

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی و معاون پژوهش و فناوری واحد علوم و تحقیقات تهران

حضور زنان در ورزشگاه نیازمند مدیریت فرهنگی است!

دکتر فاطمه فراهانی در گفت و گو با فصل اعتدال اشاره داشتند که مسئله حضور زنان در استادیوم های ورزشی بیشتر از آنکه یک مسئله اساسی برای زنان باشد با حرفه ای گری های رسانه ای بزرگ نمایی شده است. به باور عضو شورای راهبردی همایش ملی اعتدال چون شرایط فرهنگی حضور زنان در ورزشگاه ها فراهم نیست از حضور آنان جلوگیری می شود و برای رفع این ممنوعیت باید فضای استادیوم های ورزشی را فرهنگی تر کرد.

 ایشان می گوید در رابطه با بکارگیری زنان در پست های مدیریتی باید بیشتر به کیفیت حضور زنان اهمیت داد تا کمیت حضور آنها. به اعتقاد او اگرچه کمیت حضور زنان در پست های مدیریتی کم است اما کیفیت حضور آنان بالاست. او می گوید اشتغال زنان و یا حضور آنان در پست های مدیریتی نباید باعث شود تا آنها از وظایف مادری و همسری خود فاصله بگیرند.

به گزارش جماران، گفت و گوی فصل اعتدال با وی را در ادامه می خوانید:

 در ایران مسائل و موضوعات مربوط به زنان عمدتا وجهی سیاسی به خود می گیرد و به همین دلیل حساسیت برانگیز شده و واکنش های تندی را به دنبال دارند. نگاه اعتدالی به موضوع زنان قرار است در عمل چه گام هایی بردارد تا هم خواسته های زنان مجال طرح و رسیدگی و اصلاح پیدا کنند و هم حساسیت ها و واکنش ها آنچنان نباشد که این خواسته ها در نطفه خفه شوند؟

 پرداختن به مسائل مختلف در سطوح خرد و کلان از این حیث که منجر به حل مسئله و پیدا کردن راه حل های منطقی و کارآمد باشد نیازمند شان شناسی و ظرفیت شناسی درخور و شایسته است. طبیعتا این نگاه مسئله محور با ماهیت و اهمیت موضوع نسبت زیادی دارد. هرچه مسئله مهم تر و اساسی تر باشد ملاحظات و حساسیت های بیشتری را هم در پی دارد. شاید از این حیث نتوانیم بگوییم برخورد سیاسی و مواجهه سیاسی با این مسئله می شود بلکه از این حیث که مهم هستند حساسیت برانگیز می شوند. مسائل در حوزه زنان هم ازاین جنس است و این به دلیل نقش کلیدی و تاثیرگذاری است که زنان در خانواده و جامعه دارند. به طوری که با نادیده گرفتن آنها نمی توان بدیلی برای آنها پیدا کنیم. بنابراین انتظار می رود مواجهه منطقی و درک مطلوب مسائل زنان و رویارویی درست با آنها در فاصله میان آرمان خواهی و عمل گرایی صورت بگیرد. یعنی از یک طرف از آرمان ها نمی تونیم جدا شویم و از طرف دیگر این آرمان گرایی نباید منجر به این شود که از عملکرایی دور شویم. این موضوع کمک میکند که هم جهت و اهداف گم نشوند و هم با فهم عمیق و درک دقیق شرایط بشود گام های موثر و کارآمدی را در این مسیر برداشت. طبیعتا اصلاح نگرش های مبتنی بر نظام اعتقادی و ارزش های فرهنگی و به دنبال آن رفع ابهامات و خلاهای حقوقی و قانونی که پشتیبان کننده و تبیین کننده حضور و مشارکت موثر زنان در خانواده و جامعه هستند از الزامات است.

پرداختن به مسائل زنان نیازمند یک نگاه حقیقت گرا و در عین حال واقعیت نگر است که باید بیش و پیش از هر چیز مبین حقیقت زن و مفسر زن حقیقی باشد. به دور از همه نگاه های افراطی و تفریطی . بنابراین بدیهی است که یک جامعه ارزشی که حیات خودش را در پیشرفت و تعالی جستجو می کند هیچگونه نگاه افراطی و تفریطی در خصوص مسئله زنان را برنتابد و بتواند با رعایت شئون و ظرفیت های این مسئله در تدبیر و مدیریت آن تلاش کند. البته این نکته مهمی است که آحاد جامعه به ویژه مسئولین اعم از سیاستگزاران و مجریان در خصوص چالش ها و مسائل و نیازها و مطالبات زنان تعریف و درک درستی داشته باشند.

گاهی اوقات برخی از پدیده ها به نوعی چالش هستند اما مسئله نیستند. در عین حال ممکن است برخی مسئله باشند و نیارمند حل و چاره جویی باشند.

ممکن است مثال بزنید؟

در خصوص مسائل زنان به نظر می رسد خیلی وقت ها باید حقیقت مسئله را روشن کنیم. خیلی وقت ها مسئله یک نیاز عمومی و طبیعی نه فقط برای زنان که برای جامعه است. حل آن مسئله کمک می کند به اینکه یک مسئله اجتماعی حل شود. بنابراین خیلی مهم است که تشخیص بدهیم آیا در حد یک مسئله قابل طرح است یا نیست. تا دچار افراط و تفریط ها نشویم. پرداختن به یک موضوع بیش از اندازه و حد آن جامعه را به اندازه ای مشغول کند که از پرداختن به مسائل اساسی تر وا بمانند. ممکن است مسئله ای اساسی به نظر بیاید اما مسائل اساسی تری از آن وجود داشته باشد. خیلی وقت ها در رابطه با مسائل زنان با خلا قانونی مواجه هستیم و گاهی با سکوت و ابهام قانونی مواجه هستیم و گاهی با ضعف در اجرای قانون و نبود ضمانت اجرایی مواجهیم. اگر این ها تعریف درست خودش را داشته باشند و نگرش ها در این زمینه نگرش هایی مبتنی بر همان فرهنگ و اعتقاداتی که منظومه ارزشی ما را در جامعه تشکیل می دهد باشد به نظر من خیلی از مسائل قابل حل است.

  بارزترین نمونه در این رابطه موضوع ورود زنام به استادیوم های ورزشی است که اخیرا رییس جمهوری دستور پیگیری موضوع را نیز صادر کرد. نظر شما در این رابطه چیست؟

به نظر می رسد واقع نگری همسو با آرمان خواهی که گفتم در این مورد هم مصداق پیدا می کند. حل مسئله حضور زنان در استادیوم ها در محیط و شرایط و مقتضیات موجود؛ ممکن است. ما نمی توانیم این مسئله را در خلا حل کنیم و باید به شکل زمینه ای و در پیوستگی با زنجیریه ای از مباحث و موضوعات و مشکلات دیگر ببینیم. به این معنا که در مورد این موضوع علاوه بر دغدغه های مدیریتی دغدغه های اجتماعی و عمومی هم وجود دارد. این مسئله صرفا یک مشکل مدیریتی نیست. مشکلی که ناکارآمدی و مواجهه نادرست را ازمنظر مدیریتی داشته باشد. بلکه یک دغدغه اجتماعی و عمومی را همراه خود دارد که به اعتقاد برخی که عمده ترین بخش را به خود اختصاص می دهند؛ شرایط فرهنگی و هنجاری حاکم بر ورزشگاه ها هنوز برای حضور حتی سنین مختلف جوانان و نوجوانان پسر مطلوب و مهیا نیست چه رسد به اینکه ما بخواهیم به حضور دختران جوان و بانوان فکر کینم.

متاسفانه وندالیسم آزاردهنده حاکم بر ورزشگاه ها برای اغلب خانواده ها شرایطی را فراهم نمی کند که بتوانند در آرامش و آسودگی خیال از این موقعیت برای مدیریت فراغت و نشاط فرزندانشان استفاده کنند. مهم ترین دغدغه مسئولین و مخالفین حضور زنان در ورزشگاه ها همین مسئله است. یعنی مسائل تربیتی و اخلاقی و عفت عمومی و اجتماعی که این موضوع می تواند در پی داشته باشد. بنابراین به نظر من قبل از حل مسئله حضور زنان در ورزشگاه ها باید به فکر مدیریت فرهنگی ورزشگاه ها و اماکن ورزشی باشیم. قطعا اگر شرایط فراهم باشد و محیط سالم باشد برای مسئولین مدیریت این موضوع خیلی راحت تر خواهد بود.

به هر حال خانم های ما در جامعه ای زندگی می کنند که خیلی از این محیط ها را هر روز تجربه می کنند. به نظر نمیرسد این بهانه مناسبی برای اینکه خانم ها از حضور در استادیوم ها منع شوند نباشد….

به نظر نمی رسد این مسئله چندان هم در حد یک مطالبه جدی و عمومی از جانب اکثریت جامعه و به خصوص زنان دنبال شود. به نظر می رسد این جز موضوعاتی است که توسط حرفه ای گری های رسانه ای بیشتر رسانه ای شده و در واقع با این موضوع ژورنالیستی برخورد میشود. به نظر می رسد مسائل زنان خیلی جدی تر و اساسی تر از این مباحث است. واقعا اگر بررسی دقیقی صورت گرفته که مطالبه مهم و اساسی زنان حضور در ورزشگاه ها است طبیعتا مدیریت کارآمدی را طلب می کند. امیدوارم مسائل اساسی تر زنان در حاشیه برخی از مباحث قرار نگیرد.

البته که مهم ترین و اساسی ترین مسئله زنان این موضوع نیست. اما این ممانعت از حضور آنها در ورزشگاه ها در واقع نمود بارز نگاه های تبعیض آمیزی است که علیه زنان اعمال می شود و در واقع اعتراض ها به این مسئله هم اعتراض به همان نگاه تبعیض آمیز است…

فکر می کنم قبل از نگاه های تبعیض آمیز فراهم نبودن شرایط فرهنگی و اجتماعی و اخلاقی لازم برای این حضور مسئله است. بالاخره هر حضوری شرایطی را می طلبد و من فکر می کنم هنوز آن شرایط برای حضور زنان فراهم نیست. اگر ما این پیش فرض را داشتیم که محیط سالمی است شاید منعی برای ورود زنان وجود نمی داشت.

یعنی محیط برای خانم ها ناسالم و مردان سالم است؟

نه من معتقدم حتی برای نوجوانان و جوانان پسر هم دیدن بعضی از صحنه ها و شنیدن بعضی از الفاظ و حرف ها و برخوردها از منظر تربیتی و فرهنگی و رعایت عفت عمومی مناسب نیست. خیلی از پدران هستند که دوست دارند فرزندانشان را با خود به ورزشگاه ببرند اما نگرانی انها این است که ممکن است در آنجا چیزهایی را ببینند و بشنوند که بعد دیگر مدیریت این امر به لحاظ فرهنگی برای آنها ممکن نباشد.

خوب در این صورت چرا این منع فقط برای خانم ها است و مثلا حتی نوجوانان و جوانان پسر مشکلی برایشان نیست؟ یعنی یک خانم بالغ از یک پسربچه بیشتر در معرض مخاطرات تربیتی است؟

خوب این منطقی نیست. اگر همه آقایان هم منع شوند که دیگر ورزشگاه ها با چه کسانی پر شود؟!. به هر حال آقایان بازی می کنند و اگر آقایان تماشاچی آقا نداشته باشند آن وقت خانم ها بروند بازی را تماشا کنند؟! اینکه اصلا منطقی نیست. این یک نگاه حداقلی است و چون آقایان بازی می کنند آقایان هم نگاه می کنند. اما حضور خانم ها شامل نگاه حداکثری می شود. به هر حال در هر جامعه ای یک دولت موفق با توجه به زیرساخت های مختلف فرهنگی و اجتماعی و حقوقی و قانونی تصمیم گیری و سیاست گذاری و برنامه ریزی می کند. طبیعی است که با این نگاه می تواند یک رویکرد منظومه ای را دنبال کند. نمی تواند امری را با این توجیه که این نیاز و مطالبه بخشی از جامعه است منفک و مجزا بگیرد و پیوستارهای دیگری که وابسته به آن است را در نظر نگیرد.

با توجه به اینکه رییس جمهور هم در این خصوص دستور پیگیری داده است شما فکر می کنید دولت اعتدالی بتواند موانع حضور زنان در ورزشگاه ها را کنار بزند؟

ببینید من فکر می کنم همین موضوع شعار سال بهترین زمینه برای حل مسائلی مثل مسئله حضور زنان در استادیوم های ورزشی است. وقتی شعار سال اقتصاد فرهنگ عزم ملی و مدیریت جهادی است طبیعی است که اگر دولت عزم خود را جزم کند مبنی بر اینکه این نوع مسائل را با آن نگاه منظومه ای کلان فرهنگی مدیریت کند و در این مسیر مردم هم همراهی و همکاری لازم را داشته باشند حتما می توان موانع را برطرف کرد. به هر حال خواستن توانستن است.

اما نکته اینجاست که هم دولت اصلاحات و هم حتی دولت احمدی نژاد مدافع حضور زنان در ورزشگاه ها بودند. اما همچنان این امر محقق نشده است. فکر می کنید عمده ترین موانعی که باعث شده تا همچنان زنان از حضور در اینچنین میادینی محروم باشند چیست؟

دولت میخواهد این موضوع حل شود و دوست دارد به این نیاز عمومی پاسخ دهد. البته من معتقد نیستم این موضوع یک نیاز عمومی است. منتها باید شرایط آن فراهم باشد. باید دید برای حل این موضوع آیا زیرساخت های فرهنگی آن فراهم است؟. آیا شرایط و مقتضیات اجتماعی اجازه می دهد که این مسئله الان و در این موقعیت و با این امکانات چاره جویی شود؟. دولت های مختلف اهتمام خودشان را برای حل این موضوع گذاشته اند و اگر به نتیجه ای نرسیده اند به این دلیل است که با نگاه منظومه ای و پیوستاری که برای حل یک موضوع ضروری و منطقی بوده است شرایط هنوز فراهم نیست.

شما از میزان حضور زنان در پست های دولتی رضایت دارید؟

باید ببینیم که منظور از این حضور کمیت حضور است یا کیفیت حضور. به اعتقاد من در رابطه با حضور زنان در عرصه های مدیریتی و تصمیم گیری آنچه که مهم تر و اساسی تر است کیفیت حضور زنان است. تعیین ابعاد و مولفه ها و شاخص های حضور زنان که عمدتا ناظر به کیفیت هستند تعیین کننده تر و موثرتر است. یعنی ببینیم با چه مولفه ها و شاخص هایی م یتوان نیاز جامعه و خود زن را برای حضور و مشارکت اجتماعی فراهم ساخت. تا اینکه بیایم صرفا با افزایش ابعاد کمی در خصوص حضور زنان تن به چالش ها و پیامدهایی بدهیم که ناشی از مقایسه ها و رقابت های بی مبنا و همینطور تعارضات ناشی از برهم خوردن تعادل و توازن بین نقش های خانوادگی و اجتماعی است. یعنی ما خودمان ناخواسته باتن دادن به این موضوع که هر اندازه تعداد زن ها را به لحاظ کمی در پست های مدیریتی بالا ببریم؛ شرایطی را فرهم کنیم تا زنان ناعادلانه در یک رقابت تبعیض آمیز وارد شوند.

ما نمی توانیم فراموش کنیم که یک زن هرچند که یک مدیر موفق و یک استاد موفق و یک فرد موفق در یک شغل حساس باشد می تواند از آن نقش های خانوادگی و همسری و مادری خودش به شکل معناداری فاصله بگیرد. این اصلا در ذات زنان نیست. جمع کردن این نقش ها با همدیگر ویژگی زنان است که توامندی آنها را دوچندان می کند. اگر ما اصرار داشته باشیم که تعداد قابل توجهی از زنان را در پست های مدیریت یداشته باشیم و بعد زنان را با مردانی که همان پست ها را دارند و در عین حال خیلی از مسئولیت های خانوادگی خودشان را روی دوش همسرانشان انداخته اند مقایسه کنیم این فشار مضاعف و این گرانباری نقش برای زنان به نفع زنان نیست. من فکر میکنم با واقع نگری منطقی باید به این سمت برویم که اگر قرار است زنان در پست های کلیدی و مدیریتی ورود پیدا کنند به نوعی شرایط را هم در خانواده و هم در جامعه فراهم کنیم که دچار این نگاه تبعیض امیز و فشار تبعیض آمیز و ارزیابی های تبعیض آمیز نشوند.

مگر این نقش های مختلف فقط برای خانم هاست؟ به هر حال مردان هم نقش همسری و پدری و … دارند. و در پست های مدیریتی هم هستند…

تجربه نشان داده در طول تاریخ زنان خیلی راحت تر و خیلی کیفی تر می توانند فشار بار نقش های واگذار شده از سوی مردان را در خانواده تحمل کنند. وقتی مادری در خانواده از دست می رود فرهنگ ما خیلی راحت این را پذیرفته که پدر نمی تواند نقش های مادری را ایفا کند و بنابراین به دنبال جایگزین می رود.

خوب این اتفاقا ناقض حرف خودتان است. پس زنان حتی بهتر از مردان می توانند در کنار نقش های دیگر شغل های مدیریتی خود را هم داشته باشند…

یعنی چون این توانایی را دارند باید فشار سنگین تر را بر دوش زنان بگذاریم؟!.

نه طبیعتا. باید مردان را آموزش دهیم که نقش های خودشان را بر عهده بگیرند و آن را بر دوش زنان نگذارند. اما شما می گویید که چون اغلب مردانی که پست های مدیریتی دارند سایر نقش ها از جمله نقش پدری را بر دوش زنان می گذارند پس زنان کمتر باید وارد مشاغل مدیریتی شوند تا با افزودن یک نقش جدید کمتر تحت فشار قرار بگیرند. به نظر می رسد کنار گذاشتن زنان از این پست ها یک تبعیض آشکار است…

کنار گذاشتن اگر تحمیلی باشد ظلم است. اما اگر شرایط را فراهم کنیم تا یک زن آگاهانه و اختیاری و منعطف بتواند در زمانی که توانایی این را دارد که ضمن ایفای نقش های خانوادگی خودش و با توجه به نیازهای شخصی خودش مسئولیت ها اجتماعی را قبول کند و ا زعهده آنها بربیاید مشکلی نیست. د راین صورت زن خودش آگاهانه این کا ررا انجام می دهد. اما اگر شرایط را به گونه ای فراهم کردیم که این امر به زن تحمیل شد یعنی شرایطی را فراهم کردیم تا یک زن برای اینکه پستی داشته باشد و یا استخدام شود باید پنج و یا ده سال از سن مناسب ازدواج فاصله بگیرد و یا باروری اش به تاخیر بیفتد و خیلی از فرصت های زنانگی خودش را از دست بدهد و دوام و استحکام خانواده اش به خطر بیفتد این چه نوع استفاده از ظرفیت های زنان است؟!. این مدل رفتاری نه به خود زن به عنوان یک شهروند و کسی که حق زندگی در جامعه را دارد کمکی می کند و نه به جامعه. چون مهم ترین سلول بنیادی جامعه یعنی خانواده را دچار مخاطره کرده است. معتقدم آنچه باعث پیشرفت و تعادلی یک جامعه خواهد شد تحقق نظم و عدالت در امور مختلف است. هر جامعه ای با برخورداری از ظرفیت های بالقوه و بالفعل مردان و زنان شایسته و توانمندی که با اتکا به مبانی ارزشی فرهنگ خود در موقعیت ها یمختلف نقش آفرینی می کنند باید بتوانند گام ها یموثری را در مسیر پیشرفت و دست یابی به آرمان های اجتماعی بردارد. از منظر مدیریتی این نکته ای کلیدی است که از منابع و امکانات درست؛ به جا و منطقی استفاده شود. “زن را زن دیدن” و “مرد را مرد دیدن” نه یک نگامی جزمی بلکه دقیقاعزمی مدیریتی است. برای اینکه از منابع و سرمایه هایجامعه با توجه به ظرفیت ها و علایق آنها و نیاز های جامعه به شکل مطلوب استفاده شود.

بنابراین ارزیابی شما از شرایط فعلی به کارگیری زنان هم به لحاظ کیفی و هم کمی چیست؟

درست است که ما به لحاظ کمی ما حضور چندان برجسته ای زنان را در پست های کلیدی نداشتیم اما اتفاقا هر جا که زنان را در پست های کلیدی داشتیم کیفیت بالایی از مدیریت را شاهد بودیم. این نشان دهنده این است که زنان توانایی آن را دارند.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی